در مورد دستگیری سربازان انگلیسی در اروندرود
مهرداد مهرآفرین
(( سخنی با هفته نامه آلمانی اشپیگل ))
چندی است که 15 سرباز و ملوان انگلیسی به جرم تجاوز به مرز آبی ایران در بازداشت دولت بسر میبرند. در این میان واکنش شدید اتحادیه اروپا شگفتی اینجانب را بر انگیخت. گذشته از مسایل حقوقی این کشمکش و این که آیا این سربازان به حریم آبی ایران تجاوز کرده اند یا خیر،همه ایرانیان آزاداندیش به نمایش گذاشتن غیر انسانی سربازان در بند را محکوم میکنند. قرارداد 1975 الجزایر به گونه ای روشن و صریح مسایل مرزی ایران و عراق در اروندرود را تعیین میکند.
اپوزیسیون ایران سالهاست که در مورد روشهای غیر انسانی اقرارگیری از خبرنگاران، دانشجویان، زنان و کارگران در بند وبه نمایش گذاشتن آنها به کارگردانی وزارت اطلاعات رژیم به افشا گری پرداخته، بدون اینکه گوش شنوایی در میان سیاست مداران و کارگزاران رسانه ای اروپا پیدا کرده باشد. بسیاری از هم میهنان ما راهی به جز بازی در این تاتر بی شرمانه برای آزادی خود نمی بینند. در این میان سربازان انگلیسی بسیار خوشبختند که دولت قدر قدرتی چون انگلیس پی گیر کارشان است. هم میهنان در بند ما حتی از داشتن وکیل هم محروم هستند و گاهی وکیلشان هم به جرم دفاع از ایشان روانه زندان میشوند.این دو گانگی در رفتار و ارزشگذاری دولتهای اروپایی چه توجیهی میتواند داشته باشد؟
من به عنوان عضوی از این اپوزیسیون با بینشی سکولارو معتقد به ارزشهایی که کشورآلمان راکشوری قانونمند،انسانی و پایبند به حقوق بشر ساخته مشکل میتوانم بپذیرم که ایران هنوز در گفتمان سیاسی روزمره برابر با اسلامی گری، احمدی نژاد و نظام حاکم بر ایران دانسته می شود.
حتی پر زیدنت بوش نیز به این نکته پی برده و حساب کار مردم ایران را از حاکمانش جدا ساخته.این بینش اما شور بختانه در بین اروپا ییان جا نیفتاده است.
اینجانب و بسیاری از هم اندیشان من در کنار اینکه یاخته یاخته تنمان بر ضد رژیم فقاهت اسلامی است، هیچ گونه تعدی و تجاوز به مرزهای کشورمان را بر نمی تابیم. اینکه چه کسی بر اسب قدرت سوار است مسًله ای است فرعی. مردمان این سرزمین کهن در درازای تاریخ آموخته اند که شاهان، شیخان، خان ها وزورگویان آمده و رفته اند، ایران اما پا بر جا مانده است.
زمانی که یکی از همکاران خبر نگار شما در گزارشی اشتباها بجای خلیج فارس از واژه ساختگی خلیج عربی استفاده میکند و خیلی زود با واکنش تند و گسترده ایرانیان از اقصی نقاط جهان روبرو میشود باید بداند که ایرانیان از هویت 7000 ساله شان دفاع میکنند و نه از جمهوری اسلامی.
در کنار ایران و گذشته اش ایستادن با تمام فراز و نشیب هایی که این سرزمین کهن پشت سر گذاشته، دفاع بی چون و چرا از تمامیت ارضی ایران و سرکوب جریانهای کور تجزیه طلبانه حتا دریک حکومت ملی و مردمی نیز سر لوحه کار دولت قرار خواهد گرفت. این بینش را حمل بر هوا داری از حکومت اسلامی کردن نشانه نشناختن روحیه ایرانی است. شوربختانه این طرز تفکر دربیشتر رسانه های کشورشما در مورد اقلیت ایرانی که یکی از موفق ترین اقلیتهای این کشور میباشند دیده میشود.
حتی در مجلات وزین هم به جای پرداختن به مبارزه بر حق آموزگاران، کارگران، دانشجویان وزنان برای احقاق حقوق اولیه خود بیشتر به ساختن و پرداختن قهرمان و ضد قهرمان می پردازند. به همان میزان کمی که آگاهی در مورد ایران وجود دارد، کمبود آگاهی در مورد اپوزیسیون ایرانی در آلمان محسوس است. کما اینکه برخی از اعضا چندین دهه است که به گو نه ای فعال به کارهای سیاسی مشغول میباشند.
کارگزاران سیاسی آلمان از گروههای گوناگون فعال اپوزیسیون ایرانی تنها مجاهدین را میشناسند در حالی که این سازمان با توجه به پیشینه اش نه در میان خود اپوزیسیون و نه در میان مردم ایران از کوچکترین مقبولیتی برخوردار نیستند.
نه دولت آلمان و نه اتحادیه اروپا قادر بوده از پتانسیل اپوزیسیون خارج از کشوراستفاده کند. در رسانه های خبری هم کم و بیش همان چهره های آشنای قدیمی دیده میشوند که به جای رهگشایی و نشان دادن واقعیت ها به لابی گری مشغولند.
این در حالیست که بسیاری از نیروهای اپوزیسیون خارج از کشوردر روند نزدیک شدن به یکدیگر که چندی است در شرف تکوین میباشد برای تمرکز تلاش ها در جهت رسیدن به جامعه ای مدنی و مردم سالاردر پی تشکیل جبهه ای فراگیر میباشند. ایرانی پایبند به موازین حقوق بشر و حکومتی قانونمند نه تنها صلح و آرامش را به جامعه ایران، بلکه به منطقه باز خواهند گرداند.
آنچه که ما در پی روشن ساختنش برای دوستان اروپاییمان هستیم این است که، حساب کار رژیم فقاهتی که نماینده تاریک اندیش ترین اقشار مذهبی در ایران میباشد از حساب کار مردم ایران که بنا بر نظر سنجی که خود رژیم به عمل آورده 70% شان هیچ مشکلی با آمریکا ندارند جدا است.
این بینش مثبت نسبت به آمریکا وغرب رادر خاور میانه در هیچ ملت دیگری نمی یابید. در کنار این اما ایران منافع ملی میان و دراز مدتی در منطقه دارد که می بایست از سوی دولت های غربی رعایت شوند. مشکل ایران بمب اتمی و یا دست یافتن به تکنولوژی ساخت آن نیست. مشکل ایران نبود آزادیهای فردی و اجتماعی ، نبود رسانه های آزاد و مستقل و وجود قانون اساسی است که راه را برای حکومتی خلافت مانند هموار کرده است. با بودن رسانه ها و احزاب سیاسی آزاد و مستقل هیچگاه کار به آنجا نمیرسید که بخشی از نظام به دنبال بلند پروازیهای نظامی اینچنانی برود. کشورهای غربی باید به جای سرمایه گذاری در عملیات نظامی ما جرا جویانه که موجب تشدید بی اعتمادی در مردم ایران و منطقه خواهد شد در کنار نیروهای اپوزیسیون در ایجاد جبهه ای فراگیر و منسجم که مصمم هستند ایران را به جامعه جهانی باز گرداند یاری رساند.
+ نوشته شده توسط jmi_javanan در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت
2:17 |